بسم الله الرحمن الرحيم
مردم شريف و آگاه!
در ادامهی چاپ و نشر بیرویهی آثار پدرم ـکاکهاحمد مفتیزادهـ بهوسیلهی حسن امینی و همدستانش، اخیراً نیز کتابی با عنوان: «دياريیˇبوˇ ياران ـ دیوان اشعار کاکه احمد مفتیزاده» منتشر گردیده است.
این کار همچون اقدامات خائنانهی گذشتهی آنان، در حالی صورت میگیرد که هم اینجانب به عنوان تنها وارث پدرم، و هم شورای مدیریّت مکتب قرآن که از طرف ايشان، امین و مسؤول هر نوع اقدام در زمینهی آثارشان میباشد، از آن بیاطلاع بودهايم.
با توجه به سوابق تلخ و اقدامات خودسرانهي اين شخص، اينجانب اين بار نيز عدم رضایت و اعتراض شدید خود را اعلام كرده، و نكات زير را جهت روشن شدن اذهان عموم به آگاهي ميرسانم:
1ـ واضح است که هرگونه نشر آثار کاکهاحمد جز از طریق مذکور، خیانت در امانت و سرقت معنوی ـکه بسی زشتتر و بیشرمانهتر از سرقت مادّیستـ به حساب میآید؛ لذا ضمن تقبيح چنين اقداماتي، در شرایط مناسب، حق اقدام قانونی در این زمینه را برای خود محفوظ میدانم.
2ـ گردآوري آثار منظوم كاكه احمد مفتيزاده از طرف اين افراد و چاپ آن در يك جلد با عنوان «ديوان اشعار»، به قصد منحصر نمودن اين مطالب در محدودهي ارمغاني شعري براي ياران صورت گرفته است؛ در حاليكه با توجّه به تأكيدات مكرّر ايشان، نيك ميدانيم كه استفادهي كاكه احمد از قالب شعري براي بيان بعضي از مفاهيم، به قصد هنرنمايي و سرودن شعر نبوده، بلكه براي تأثير بيشتر و عميقتر اين مطالب انسانساز در مراحل مختلف حركت ديني در جهت پرورش و آموزش پيروان و هممسيران ميباشد.
بنابراين عرضهي اين آثار با زير پا گذاشتن اين مطلب بنيادين، لطمهاي اساسي به برنامهي ديني ايشان و خيانتي آشكار به مكتب قرآن و همهي مخاطبين اين آثار ارزشمند است.
3ـ همانگونه که بارها اعلام شده، اهداف و مقاصد حسن امینی و همدستانش در مغایرت و بلکه ضدیّت آشکار با برنامهها و اهداف کاکهاحمد است و انتساب این افراد به ایشان و مکتب قرآن و انجام چنین اقداماتی، صرفاً استفادهی نامشروع به منظور مطرح نمودن خود و کسب وجههی مقبول در نظر مردم است.
با توجه به مطالب فوق، از عموم مردم درخواست میشود براي آشنايي و بهرهمند شدن از معرفت ديني كاكه احمد و نيز قدرشناسي شايسته از زحمات، دلسوزیها، خیرخواهیها و فداکاریهای ایشان، ضمن دوري جستن از چنين اهداف خائنانهاي، تنها از طریق مورد تأیید کاکه احمد یعنی «شورای مدیریّت مکتب قرآن» اقدام نمایند.
با تشكر
محمد ژيان مفتي (مفتيزاده)
8/3/1387
به نام خدا
مقدمه
آنچه پیش روی شماست، ترجمهای از یک پرسش و پاسخ است که تاریخ آن به آذر ماه سال1371برمیگردد. درآن زمان کاک احمد ماههای آخر زندان و زندگی مبارکش را میگذراند. در ملاقاتی که دست میدهد، پرسشی دربارهي ايمان و كفر مطرح میشود و ايشان با توجّه به محدودیّتهای مختلف پاسخ مختصری را بیان میکند.
خوشبختانه اصل پرسش و پاسخ که به زبان کردی است، به صورت تصویری ضبط شده است و به دلیل اهمیّت موضوع، در سال 1384 سی دی(CD ) آن پخش و در اختیار عموم قرار گرفته است.
اینک به یاری خدا ترجمهی فارسی آن در قالبی نوشتاری به مخاطبین فارسی زبان عرضه میگردد. باشد تا جرعهای از دریای ژرف معرفت دینی کاکه احمد مفتیزاده ـ که به تعبیر خود وی قطراتی است برگرفته از چشمهسارهای حیاتبخشِ کتاب و سنّت ـ کامِ تشنگان جویای حقّ و حقیقت را اندکی از خشکی حاکم بر عرصه معرفت برهاند.
ایمان و کفر
سؤال: مدّتی است سؤالی برایم پیش آمده است و متأسّفانه کمتر توانستهام خدمت شما برسم و آنرا مطرح کنم؛ آن پرسش هم این است که: در نوارهای ضبط شده و صحبت های مجلسی شنیدهام که فرمودهاید: اکنون من نمی توانم در دنیا کسی را نام ببرم که بتوان عنوان «کافر» را بر او اطلاق کرد. در حالی که در دوران پیامبر(ص) و در زمان خلفای راشدین (س) جنگهای متعددی به نام جنگهای «کفر و اسلام» رخ داده است و در دوران خلافت حضرت ابوبکر(س) پس از رحلت پیامبر(ص) افراد و قبایلی از ادای زکات خودداری کردند. و همین امر باعث شد که اعلام جهاد کند تا جایی که فرمود: «حتّی اگر مرا همراهی نکنید به تنهایی وارد جنگ با آنها می شوم.» آیا این مطلب با نظر شما مغایرت ندارد؟ لطفا مسأله را تبيين فرماييد.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
این سؤال، بخش کوچکي از موضوعی کلی، یعنی سیاست بین المللی اسلام است. در حاشیهي کتابِ«در بارهي کردستان»، کوتاه و عنوانوار، در بارهي برخی از اصول سیاست اسلام- چه سیاست داخلی چه سیاست بین المللی- توضیحاتی دادهام. البتّه توضیح هم نیست، بلکه اشارات بسیار مختصری است که اگر توضیح داده شود، بسیار مفصّل خواهد بود؛ زیرا، از زمانی که در دنیای اسلام، «حکومت شوری»را از بین بردند و حکومت استبدادیِ فردی را جایگزین آن کردند، حاکمیّتِ سیاستِ اسلامی از بین رفت. البتّه منظور این نیست که به طور کلّی از میان رفت؛ بلکه مبانی حکومتیِ حکومتها، بر اساس سیاست اسلامی نبود. خود حکومت استبدادی و همفکرانش گرچه گاه گاهی موافق اسلام بودند، ولی هر طور که می خواستند- ولو مخالف با اسلام- حکومت می کردند؛ چون سرشت و مصلحت حکومتهای استبدادی چنین است.
ادامه مطلب ...