150- در عاشوراء چه بايد کرد؟
|
24/2/2008 |
(قراءة 195) |
عاشوراء و يا ده محرم يوم مبارکي است که متاسفانه ذهنيت خرافات گرايانه و غير اسلامي در جامعه افغاني به خود گرفته است. در اين شکي نيست مبارزه با خرافات و رسوم منحط و گنديده که ريشه در جهل و عدم آگاهي عوام الناس دارد و از سوي ديگر گره خورده با احساسات عوام است، کار طاقت فرسا، مشکل اما ممکن مي باشد.
ما در جامعه افغاني خويش متاسفانه از بدنيا آمدن الي از دنيا رخت بستن درگير با رسوم طاقت فرسا و خرافات هستيم. از همه درد آور اينکه رسوم منحط و طاقت فرسا در شکل شعائر دين در خور افراد جامعه داده ميشود و سر انجام زندگي در همچو جامعه مشکل آفرين و از سوي ديگر ديده ميشود مردم از رسوم نه تنها غير اسلامي بلکه کاملا ضدي اسلامي بعنوان شعائر اسلامي تمسک ميجويند و قسما در قالب دين از آنها دفاع هم ميکنند.
ادامه مطلب ...|
فرستادن |
چاپ |
نظرتان را اضافه كنيد (0)
(معدل درجه بنديها 6 از 2 رأيگيرى. رأى بدهيد>>>>>)
297-تاريخ فلسطين قبل از اسلام
|
26/2/2008 |
(قراءة 332) |
نگاهی به تاريخ پيكار حق و باطل در سرزمين فلسطين
خداوند پاک و بلند مرتبه اينگونه اراده نمود كه فلسطين سرزمين پيامبران و پرچمداران توحيد باشد، كسانی كه از اقوام خود می خواستند كه به آن التزام داشته باشند. فلسطين از دير باز و در طول تاريخ کهن خود شاهد تنشهای زيادی در جهت برافراشتن پرچم حق و حقيقت در اين سرزمين مبارک بوده است. قبل ازاين كه به جزئيات بپردازيم بايد اين حقيقت مهم را بيان كنيم كه تمامی مسلمانان به همه انبيا ايمان دارند و ميراث آنان را ميراث خود می پندارند و دين اسلام خود را ادامه رسالت پيامبران پيشين دانسته و معتقدند دعوتی كه پيامبران مردم را به سوی آن فرا می خواندند همان دعوت پيامبر بزرگ اسلام است به نحوی كه سرمايه تجربه انبيا در فراخواندن به سوی حقيقت و خداپرستی يكی است و از دعوت و سرمايه تجربه مسلمانان جدا نيست. در اينجا بايد به گفتار خداوند توجه نمود كه فرموده اند (و لقد بعثنا فی كل أمه رسولا أن اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت) اين پيام توحيد است كه تمامی پيامبران، ديگران را به آن دعوت می كنند. اگر قومی پيامبر خود را تكذيب كند انگار كه ديگر پيامبران را تكذيب كرده است آيه های قرآنی زير مؤيد اين مطلب است {كذبت قوم نوح المرسلين}، {كذبت عاد المرسلين}، {كذبت ثمود المرسلين}، {كذبت قوم لوط المرسلين}، {كذب اصحاب الايكة المرسلين}.
ادامه مطلب ...|
فرستادن |
چاپ |
نظرتان را اضافه كنيد (0)
(معدل درجه بنديها 0 از 0 رأيگيرى. رأى بدهيد>>>>>)
523- زندگينامه ى امام احمد بن حنبل
|
06/1/2009 |
(قراءة 17) |
تولد و نام وي:
ــ نام ايشان احمد بن محمد بن حنبل شيباني است. تبارش به بصره بازمي گردد. در سال ( 164 ) هـ در بغداد به دنيا آمد و پدرش را در کودکي از دست داد. بنابراين تحت سرپرستي مادر و يتيم بزرگ شد.
تأمل: يتيمي که در زندگي به موفقيت دست مي يابد:
ــ امام احمد ــ رحمه الله ــ در جستجوي علم و دانش بزرگ مي شد. فراگيري حديث را در سن ده سالگي آغاز نمود. به قصد دانش و علم آموزي بار سفر را در بيست سالگي بربست و عده اي از علما را ملاقات کرد، از جمله: امام شافعي در مكه، يحيى قطَّان و يزيد بن هارون در بصره.
به همراه يحيى بن مُعين از عراق بسوي يمن عزيمت نمود، وقتي به مکه رسيدند، عبد الرزاق صنعاني، يکي از علماي يمن ديدار کردند و يحيى بن معين به امام احمد گفت: اين هم امام اي احمد، ديگر نيازي نيست که به يمن سفر کنيم. امام احمد پاسخ داد: من نيت کردم که به قصد يمن مسافرت کنم. سپس عبدالرزاق به يمن بازگشت و آن دو نيز به او پيوستند. امام احمد به مدت ده ماه را در يمن ماند و سپس با پاي پياده به سوي عراق بازگشت.
وقتي بازگشت آثار خستگي سفر را در وي ديدند و به او گفتند: چه برسرت آمده است؟ و امام احمد پاسخ داد: اين حال و روز در برابر بهره اي که از عبدالرزاق برگرفتيم چيزي به شمار نمي آيد.
ادامه مطلب ...|
فرستادن |
چاپ |
نظرتان را اضافه كنيد (0)
(معدل درجه بنديها 0 از 0 رأيگيرى. رأى بدهيد>>>>>)