kavan Newbie وضعيت: آفلاين 31 فروردين ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 105 امتياز: 139085 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 27 مرداد ماه ، 1387 06:06:05 موضوع مطلب: زن و مرد در سير به سوى خدا برابرند.
زن و مرد در سير به سوى خدا برابرند
[سميه بشارتى فر]
جايگاه هر موجود در جهان هستى تابع اصل عدل و حكمت الهى است، به همين جهت در آفرينش موجودات هيچ گونه افراط و تفريطى نبوده و نخواهد بود و هيچ كس هم نمى تواند به آن اعتراض كند، زيرا هرچيزى به جاى خود نيكو آفريده شده است. «اوست خدايى كه هر موجودى را به نيكوترين شكل و صورت آفريد.» (سجده/ 61)
مرد و زن در خلقت ظاهرى و باطنى خود تجلى، رحمانيت و رحمت و ربوبيت حضرت حق اند. اين واقعيتى است كه از صريح آيات كتاب الهى استفاده شده است و جاى انكار و شك و ترديدى ندارد. بررسى آيات الهى در زمينه خلقت زن و مرد بيانگر وحدت و تساوى آنها در تمام امورى است كه به انسانيت آنها برمى گردد. زن و مرد از لحاظ امكان تكامل ملكات انسانى هويتى همانند دارند و با ظاهر جسمانى متفاوت، مى توانند سرمايه هاى بالقوه خود را در راه قرب الهى و تكامل، به كاربرده و در طريق تقوى، اسوه هاى عالم انسانيت گردند. خداى متعال جنسيت زن و مرد را سبب امتياز و برترى آنها قرار نداده است. تنها شرط تقوى را معيار و ملاك برترى زن و مرد مى داند. (حجرات/ 13)
اسلام زن را همانندمرد برخوردار از روح كامل انسانى و اراده و اختيار مى داند و او را در مسير تكامل كه هدف خلقت است مى بيند و هر دو را در يك رديف قرار داده و با خطاب يا ايها الناس و يا ايها الذين آمنو مخاطب ساخته است. قرآن با اين خطابش زن را همرديف با مرد، انسان و خليف الله فى الارض ناميد و بر تمام عقايد و باورهاى جاهلى و اديان تحريف شده كه زن را موجود وابسته و غيرمستقل و در مرتبه پائين تر از مرد و طفيلى آن مى دانستند بى اعتبار نموده و بر همه آنها خط بطلان كشيد.
موقعيت زنان در قرآن
قرآن در طرح انسان شناسى خود، برابرى زن و مرد را در چند بعد مطرح مى كند:
1) تساوى در اصل و ريشه (آفرينش)
جهان و نظام حاكم بر آن، پديده اى وابسته به خداى بلند مرتبه است. درنظام هستى هر موجودى داراى سه جايگاه است. جايگاه «عام»، «خاص» و «اخص» اين سه جايگاه معمولاً سه سنت الهى است: 1) سنت عام كه بدون استثناء هر موجودى را در بر گرفته است. 2) سنت خاص كه برخى آفريده ها را شامل مى شود. 3) سنت اخص كه نوع يا صنف بسيار خاصى يا مرتبه اى ويژه از مراتب وجود را در بر گرفته است. جايگاه عام زن، همان جايگاه موجودات ديگر به عنوان آفريده خداى متعال است و آن تسبيح و تقديس و ستايش خدا در تمام مراتب وجودى اوست، زيرا در تمام آن مراتب به خدا وابسته بوده و در عين حال مشمول هدايت عام و آفرينش نيكو نيز مى باشد. «همان كسى كه هر چيز را نيكو آفريد و آفرينش انسان را از گل آغاز كرد.» (سجده/ 17)
جايگاه خاص زن به لحاظ داشتن حيات و نفس داراى مراتب به ظهور رساندن قوا و استعدادها در همه مراتب نفس است كه در دو مرتبه نباتى و حيوانى بطور تكوين و طبيعى شكوفا مى شوند اما شكوفايى قوا در مرتبه انسانى و عقلى، اختيارى و ارادى براساس آگاهى و هدف خاص امكان پذير است.جايگاه اخص زن اين است كه با تشخيص حق از باطل و پذيرش دين، فطرت پاك انسانى را در خويش شكوفا مى سازد و با آراستن نفس به فضايل اخلاقى به ابعاد روحى خويش رنگ الهى مى دهد.روشن است كه زن در تمام جايگاه هاى بيان شده همتاى مرد است، چون هر دو از يك سنخ و گونه هستند. «اى مردم از (معصيت) پروردگارتان بپرهيز، همان خدايى كه شما را از يك نفس (آدم) آفريد و هم از آن، جفت او را خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان بسيار در اطراف عالم منتشر ساخت» (نساء۱/)
زن علاوه بر جايگاه عام، خاص و اخص خود كه در هر سه، با مرد مشترك است داراى جايگاه متمايزى نيز هست و آن توليد مثل است. به جهت وجود چنين جايگاه متمايزى، دامان زن مدرسه انسان سازى و او خود معلم، مربى و استاد اين مدرسه انسانى و الهى است.
قرآن آفرينش نخستين مرد و زن را در آيات پراكنده اما به شكل يك داستان نقل مى كند. تأمل و درنگ در اين داستان مشخص مى شود كه در آفرينش زن و مرد، هيچ تفاوت و تمايزى در قرآن ديده نمى شود. از اين رو در خلافت و جانشينى، دميدن روح، سجده فرشتگان، تعليم اسماء، وسوسه شيطان، عصيان و نافرمانى، عهد و پيمان، اجتبا و برگزيدگى، دريافت كلمات توبه و ماده آفرينش برابرند. (بقره۳۷/۳۵/۳۴/۳۰/ و يس ۶/ و اعراف۲۳/ و ///)
2) برخوردارى يكسان زن و مرد از ارزش ها
زن و مرد در ارزش ها و كسب كلمات والاى انسانى برابر هستند. در تمامى آيات قرآن هر جا كه صحبت از ارزش و كمال اخلاق الهى است، به زن و مرد يكسان خطاب شده است و در جنبه ضد ارزش ها و رذايل پست حيوانى نيز خطابات قرآن يكسان است.قرآن كريم ارزش هايى را به عنوان معيار سنجش معنوى انسان ها مشخص كرده است. در تمامى اين معيارها، زن و مرد يكسان هستند. در معيارهايى چون ايمان و عمل صالح (عصر۲/ و ،۳ سجده،۱۹/ نحل۹۷/ و.//) و تقوا (حجرات۱۳/ و آل عمران۱۴/ و۱۵ و.//)، ياد و ذكر خدا (احزاب۴۱/ و ۳۵ و.//)، اطاعت از خدا و رسول (محمد۳۳/ و نساء۱۳/ و.//) و.//
در ضد ارزش ها نيز زن و مرد يكسان هستند: نفاق (فتح۶/ و حديد/ 13 و.//) شرك (فتح۳/ و توبه۳/ و.//)، بخل (اسراء۲۹/ و.//)، خيانت(نساء۱۰۵/ و ۱۰۸ و.//) و ///
3) تساوى در كسب كمالات و فضائل انسانى(استعدادها و امكانات)
اسلام در سير و سلوك و طى طريقت و رسيدن به حق، تفاوتى بين زن و مرد قائل نشده است و در اين راه هر دو را همسان و همراه مى داند. «هر كس كار شايسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است او را به حياتى پاك، زنده مى داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى دادند، خواهيم داد.» (نحل۹۷/)
خداوند در وجود انسان اعم از زن يا مرد استعدادهايى را بالقوه به وديعه نهاده است كه جنسيت در هيچ يك دخيل نيست. استعدادهايى چون برخوردارى از روح الهى (حجر ۳۱-28 و.//) و تسويه و تعديل در خلقت (تين۴/ و.//)، برخوردارى از ابزار اداراكى (نحل/ 78 و.//)، فطرت الهى (روم۳۰/)، وجدان الهى (شمس۸-7) و حمل امانت (احزاب/ 27) محور تعليم و تعلم جان آدمى است نه بدن و نه مجموع جان و تن، آن كه عالم مى شود روح است و روح نه مذكر است و نه مؤنث و آن كه خليفة الله است، جان آدمى است نه تن او.
اسلام در «سير من الخلق الى الحق» يعنى در حركت به سوى خدا، هيچ تفاوتى ميان زن و مرد قائل نيست. تفاوتى كه اسلام قائل است در «سير من الحق الى الخلق» است، در بازگشت از حق به سوى مردم و تحمل مسئوليت پيامبرى است كه مرد را براى اين كار مناسب تر دانسته است.
۴) تساوى در كيفر و پاداش
قرآن كريم همان گونه كه زنان را مانند مردان انسان و موجود برتر عالم خلقت و داراى اراده و اختيار مى داند و برايش شخصيت حقوقى قائل است، همان طور هم آنان را بطور يكسان مسئول اعمال و كردار خويش مى داند، لذا قرآن مى فرمايد: «كسى عمل صالح انجام بدهد مرد باشد يا زن او مؤمن است.» (غافر۴۰/)
در پاداش و عقاب افراد در روز رستاخيز تنها نوع عمل و نيت انجام دهنده آن مهم است و نه جنسيت او. (اسراء ۱۵-13 و روم/ 44 و احزاب/ 73 و.//)
5) تساوى در دارابودن حق مالكيت
زن داراى حق مالكيت است و محصول زحمات او در زمينه كارهاى پسنديده و مشروع حق خود اوست و مسئله مالكيت او و تصرفاتش در آنچه مال اوست بدون كم و كاست همانند مرد است. (بقره/ 229 و۲۴۰ و ،۲۴۱ نساء۳۲/)
6) تساوى در هدف غايى آفرينش انسان
در قرآن كريم، علت غايى از آفرينش انسان با عناوينى چون آزمايش، رحمت، بندگى و قرب به خدا آمده است. (كهف،۷/ هود۱۱۹/-118، ملك۲/ و.//)/ آنچه به وضوح در اين آيات به چشم مى خورد، يكسانى زن و مرد در هدف غايى آفرينش انسان است.
7) دشمنان يكسان زن و مرد در مسير كمال
سلوك انسان بدون مانع نيست، دشمنانى (شيطان و هواى نفس) در كمين او نشسته اند.
در آيات قرآن، انسان را از آنها برحذر مى دارد و خصوصيتى در آيات ديده نمى شود كه عداوت صنفى بوده يا صيغه مذكر و مؤنث داشته باشد. (يوسف/ 5 و ،۵۳ يس،۶۰/ طه۱۱۷/ و.//) نتيجه گيرى: تأمل و دقت در آنچه از آيات پيرامون زن و مرد، استعدادها و امكانات، هدف و ارزش ها بيانشد نشان دهنده آن است كه زنان همچون مردان از شخصيت كامل و مستقل برخوردارند و در هويت انسانى ميان جنس زن و مرد تفاوتى نيست. خداى متعال انسان آفريد اما براى بقاى نسل و تبار وى او را به دو جنس زن و مرد تقسيم كرد. در آنچه لازمه نوع انسانى است هر دو برابرند و در برخى خصلت ها و خصوصيت ها كه لازمه جنس است از يكديگر متفاوتند. اين تفاوت ها چنان نيست كه به جوهره انسان لطمه وارد سازد. اين دو جنس شدن براى تكميل طرفين است نه آن كه جنسى كامل و جنسى ديگر ناقص باشد.