آشنايي با مسلمانان سوئيس
دکتر رضوان طلب
سوئيس در اروپاي غربي و از شمال به آلمان از
شرق به اتريش از جنوب به ايتاليا از غرب به فرانسه محدود ميگردد. بخشي از اين
کشور داراي هواي نيمه آلپي و داراي درياچههاي متعددي است که منشاء يخچالي دارند سوئيس
مردمي سختکوش و پرتلاش، صرفه جو و علاقمند به تحصيل و در عين حال خشک و سختگير
دارد. اصول اقتصادي را همه رعايت ميکنند و در خصوص رقابت در بازارهاي جهاني،
مديون فعاليت خستگي ناپذير دانشمندان و مخترعين خويش است. غرق شدن سوئيسيها در
تجارت و جزئي فروشي و امتناع از راه دادن عواطف و احساسات، موجب ساخت ساعتهاي نفيس
و ايجاد و بانکهاي فوق العاده موفق در جهان گرديده است.
اين کشور پول محور است و حتي تحصيلات در آن
به پول بستگي دارد. در صنايع کوچک ثروتمند و در صنايع بزرگ فقيرند.
کشور سوئيس داراي وسعتي معادل 944/15 ميل
مربع است و واحد پول اين کشور فرانک ميباشد.
شهرهاي مهم
برن: از سال 1848 برن پايتخت کنفدراسيون
سوئيس و مرکز دولت فدرال بوده است. امروز شهر برن عمدتاً مرکز اداري ايالت و کشور
سوئيس است و سازمانهاي بين المللي چندي را نيز مانند: اتحاديه جهاني پست، اتحاديه
مخابرات از راه دور و تعدادي ارگانهاي اجرايي سازمان ملل را درخود جاي داده است.
صنايعي که در برن مستقر هستند عبارتند از: شکلات سازي، مبلمان سازي، راديو سازي،
تسليحات و نساجي، اين شهر داراي يک مرکز بورس نيز هست.
ژنو: اين شهر دروازه سوئيس از سوي فرانسه
است. اين شهر به موازات اهميت اقتصادي، از نظر سياسي هم مهم است زيرا که سازمانهايي
مانند: دفاتر اروپايي سازمان ملل، صليب سرخ جهاني: سازمان بهداشت جهاني، سازمان
تحقيقات اتمي اروپا و کاخ ملتهاي سازمان ملل متحد در آن جاي دارند. آيين مردم
ژنو، پروتستان است و شوراي جهاني کليساها و انجمن دختران مسيحي و انجمن پسران
مسيحي نيز در اين شهر قرار دارد.
ژنو از شهرهاي مدرن است اما تاريخ اين شهر
به زمان آبنشينان اوليه برمي گردد. نام ژنو اولين بار در نوشتههاي ژوليوس سزار
ديده ميشود و اين دليل آن است که اين شهر لااقل 2000 سال قدمت دارد.
زوريخ: زوريخ بزگترين و پيشرفته ترين شهر در
کشور سوئيس است. زوريخ از نيمه قرن 19 مرکز عمده صنعت و بازرگاني اين کشور بوده
است. امروز صنايع ماشين افزار، وسايل برقي، ابزار دقيق، دوربينها و ساير وسايل
چشمي، کاغذ سازي و کتان وجواهر سازي در اين شهر مستقرند. اين شهر از مراکز مهم
بانکداري و بيمه نيز هست.
بال: دومين شهر بزرگ سوئيس است. قديمي ترين
دانشگاههاي سوئيس در اين شهر قرار دارند.
لوزان: به دليل دانشگاه و مدارس خصوصي
بسيارش به عنوان مرکز آموزشي سوئيس شهرت يافته است.
سن گال: اين شهر داراي موزههاي زيبا و آثار
تاريخي است.
آپنزل: اين شهر در ميان تپه ماهورها قرار
دارد. و به اين خاطر داراي جذابيت زيبا و قديمي است.
لوگانو: از شهرهاي تفريحي و بهداشتي معروف
سوئيس است.
اقوام، نژادها و روابط آنها
مردم سوئيس آريايي نژاد و سفي پوست و از
چهار شعبه مختلف اند:
1) نواحي شمالي شرقي که از نژاد آلماني ژرمن
هستند و تعدادشان حدود 68 درصد سکنه کل سوئيس است؛ 2) نواحي جنوب غربي که از نژاد
سلت هستند، 3) نواحي جنوبي از نژاد لاتيني، 4) نواحي شمالي که از نژاد قديمي ارت
هستند.
زبان و خط
در قانون اساسي سوئيس از سه زبان رسمي و
چهار زبان ملي ياد شده است. زبانهاي رسمي عبارتند از: فرانسه، آلماني، ايتاليايي،
در نتيجه نام سوئيس، سه اسم رسمي دارد: «شوايز» به آلماني، «سوئيس» به فرانسه و
«سوايزر» به ايتاليايي تمام قوانين ملي به اين سه زبان نوشته ميشود.از ديگر
زبانهاي خارجي غير مرسوم در کشور سوئيس، زبان «امانش» است که ارتباط نزديکي با
لاتين دارد و ميتوان گفت که تقريباً 1 درصد سوئيسيها به آن تکلم ميکنند.حدود 70
درصد از مردم سوئيس به شکلي خاص از آلماني صحبت ميکنند که آلماني سوئيسي ناميده
ميشود. آلماني سوئيسي يک زبان جداگانه و مخصوص است به نحوي که مردم آلماني زبان
ساير قسمتهاي اروپا به سختي آن را درک ميکنند. در نواحي مختلف سوئيس اين زبان و
نامش فرق ميکند. اما هرکجا که آلماني سوئيسي رايج است در مطبوعات و راديو و
تلويزيون از زبان آلماني استاندارد استفاده ميشود.
زبان فرانسه را حدود 20 درصد مردم سوئيس به
آن صحبت ميکنند. ايتاليايي هم زبان 10 درصد از مردم اين کشور است. اما ايتاليايي
و فرانسوي که سوئيسيها به آن تکلم ميکنند اختلاف چنداني با آنچه فرانسه و
ايتاليا به آن صحبت ميکنند ندارد.
حکومت
کنفدراسيون سوئيس داراي پيشينه تاريخي 700
ساله است و تاريخ استقرار و بنيانگذاري آن به سال 1291 بازمي گردد. بدين لحاظ، اين
کشور را، با نظام سياسي خاص حاکم بر آن، ميتوان جز کهن ترين نظامهاي حکومتي و از
معدود دموکراسيهايي دانست که در دوران سياه موسوم به «قرون وسطي» متولد شد. تاريخ
سوئيس با اقدام سه کانتون سوئيسي (اوري، شواتيس، نيدوالان) در جهت ايجاد يک نظام
کنفدرالي در سال 1291 آغاز گرديد. و تنها کشور اروپايي است که همواره «جمهوري»
بوده است.کنفدراسيون سوئيس حاصل اتحاد ايالاتي است که بر اساس پيماني موافقت
نمودند براي حفظ منافع خود يک حکومت مرکزي را بوجود آورند. اين حکومت فدرال و
دموکراتيک، داراي يک قوه قانونگذاري به نام «مجمع فدرال» يک قوه اجرايي به نام
«شوراي فدرال» و يک قوه قضاييه به نام «دادگاه عالي فدرال» است. امتيازات و وظايف
سه قوه مذکور را قانون اساسي فدرال معين نموده است. کنفدراسيون سوئيس مرکب از 20
کانتون و 6 نيمه کانتون، داراي يک قانون اساسي ميباشد دولت سوئيس يک ساختار
فدراليستي است که در آن براي کانتونها سهم قابل توجيه از آزادي، اتخاد تصميمات
سياسي و خودمختاري در نظر گرفته شده است. در واقع حقوق مردمي در کانتونها و کمونها
(نيمه کانتونها) بطور کلي بر اساس حقوق فدرال است ولي در جزئيات، ويژگيهاي خاص
منطقه را داراست.
مدل حکومتي سوئيس از نوع سيستم معاهده اي
است. خصوصيات اصلي رژيم معاهده اي، اجتماع تنگاتنگ قوه مقننه و قوه مجريه ميباشد
که در اختيار يک واحد و به نفع پارلمان قرار ميگيرد. پارلمان به نحوي است که ميتوان
گفت، خود، قوه مجريه را اعمال ميکند و يا به عبارت ديگر در اين سيستم قوه مجريه وجود
ندارد. دومين خصيصه اين سيستم آن است که رئيس حکومت و اساساً «نهاد حکومت» وجود
ندارد و کارها بوسيله پارلمان انجام ميگيرد. در اين سيستم، قوه مجريه در دست
پارلمان است. اين قوه توسط «شوراي فدرال» که اعضاي آن به وسيله پارلمان براي مدت 4
سال انتخاب ميشوند، اعمال ميشود. اين شورا مطيع پارلمان است و هيچ هويت مستقلي
از خود ندارند و اعضاي آن تحت کنترل و نفوذ پارلمان قرار دارند.
قوه مجريه
در رأس قوه مجريه شوراي فدرال قرار گرفته
است. اين شورا داراي 7 عضو است که با رأي مجلسين در يک نشست مشترک انتخاب شده و تا
هنگامي که خود استعفا ندهند در مقام مربوطه باقي خواهند ماند. برخلاف جمهوريهاي
ديگر رئيس شوراي فدرال که رئيس جمهوري کنفدراسيون خوانده ميشود، هيچ تفاوتي با
ساير اعضاي شورا ندارد و اين مقام بيشتر جنبه تشريفاتي دارد. برخلاف جمهوري
آمريکا، اهميت رئيس جمهور از اعضاء ديگر بيشتر نيست و تنها به صورت رئيس هيئت
انجام وظيفه ميکند. سوئيسيها اصرار دارند او را فقط رئيس شوراي فدرال بدانند. با
اين حال وي را رئيس جمهور کنفدراسيون ميخوانند. به همين ترتيب ميگويند، برن
پايتخت سوئيس نيست، بلکه مقر دولت فدرال و مرکز اوامر کشور است.بر طبق قانون
اساسي، بجز روحانيون، اعضاي ساير قشرها حتي مجلسين ميتوانند کانديد عضويت در
شوراي فدرال گردند. اما عملاً فقط افرادي که از تجربه فراوان در امور مملکتي
برخوردارند به عضويت شورا برگزيده ميشوند. البته در اين انتخاب، نواحي مختلف،
زبانها و احزاب گوناگون را در نظر ميگيرند.به طور کلي دولت فدرال تصميم گيري در
موارد زير را به عهده دارد. حقوق مدني، تجاري و جزايي ـ قوانين مربوط به ازدواج و
اقامت ـ صادرات و واردات ـ امور دفاع ـ خدمات تلفن و تلگراف ـ کشاورزي ـ شکار و
ماهيگيري ـ ضرب سکه و چاپ پول ـ نيروي هيدروليک ـ اقتصاد ـ راه آهن ـ پلها و جادههاي
مهم ـ بيمه اجتماعي ـ روابط بين الملل و سياست خارجي.
رئيس جمهور سوئيس برخلاف ايالات متحده
آمريکا داراي کاخ اختصاصي نيست، بلکه در خانه شخصي خويش زندگي ميکند.
سالهايي که احزاب مختلف تا کنون در عضويت
شوراي فدرال بوده اند، عبارت است از:
1ـ حزب دموکرات آزاد به مدت 688 سال
2ـ حزب دموکرات مسيح به مدت 179 سال
3ـ حزب سوسياليست به مدت 76 سال
4ـ حزب مردم سوئيس به مدت 63 سال
5ـ حزب ليبرال به مدت 2 سال
مجلس ملي به نمايندگي از ملت و مجلس ايالات
يعني نمايندگي کانتونها ميباشد، در اصطلاح مجلس ملي را «خانه پايين مجتمع» و
مجلس ايالات را «خانه بالاي مجمع فدرال» ميخوانند. مجلس شوراي ملي داراي 200 عضو
است که از سوي مردم براي مدت 4 سال برگزيده ميشوند. در شوراي ايالتي هر کانتون 2
نماينده و هر نيمه کانتون داراي يک نماينده است. به اين ترتيب مجلس شوراي ايالات
متشکل از 46 نماينده است. در مجلس شوراي ملي 35 نماينده زن و در مجلس شوراي ايالات
4 نماينده زن عضويت دارند. هزينههاي هر دو مجلس سالانه 42 ميليون فرانک برآورد
شده است.
قوه قضايي مرکب است از دادگاه عالي فدرال با
26 قاضي که هر يک براي 6 سال انتخاب شداند و از حقوقدانان و دانشمندان طراز اول
به حساب ميآيند. اين دادگاه عالي ترن مرجع قضايي کشور است.
هر فرد سوئيسي ميتواند از 20 سالگي راي
دهد. از نظر اقتصادي سيستم کاپيتاليستي و آزاد ميباشد و نتيجه رفراندوم مبني بر
حق اتحاديههاي تجاري و نمايندگان روستائيان شاغلين کسبهاي کوچک و بزرگ نسبت به
مشاوره دولت با آنان قبل از اقدام دولت به وضع قانون به رغم مخالفت دولت از نمونه
آزاديهاي اجتماعي و فرد محسوب ميشود. زنان پس از رفراندوم سال 1971 حق رأي دارند
و در انتخابات پارلمان شرکت مينمايند.
در سطح سوئيس شهروندان نه فقط اين امکان را
در اختيار دارند که نمايندگان خود را به پارلمان اعزام داراند بلکه در مورد پي
نويسهاي موارد قضايي و نيز مربوط به قانون اساسي شخصا اعلام نظر ميکنند. در
قانون که به طور ويژه اي از اهميت برخوردارند بطور بارزي مشخصه سيستم سوئيس ميباشند.
حق پيشنهاد و حق رفراندوم مثلا هر گونه تغييري در قانون اساسي با نظر ملت صورت
گيرد. در حق پيشنهاد امکان آن وجود دارد که ملت در سطح فدرال پيشنهاد دهد که
بازنگري در کل قانون اساسي صورت دهد.
قانون اساسي
قانون اساسي سوئيس در سال 1848 تدوين شد و
در سال 1874 مورد تجديد نظر قرار گرفت. قانون اساسي اين کشور داراي 123 ماده است
که حقوق شهروندان و نهادهاي حکومتي را مشخص ميکند. بر طبق قانون اساسي، کنفدراسيون
سوئيس به تعدادي ايالتهاي متحد تقسيم ميشود که در چارچوب مرزهاي خود از اختيار
تام برخوردار هستند مگر در مواردي که قانون اساسي قدرت آنان را محدود کرده است و
اختياراتي به دولت فدرال تفويض نموده است.
اوضاع اقتصادي
در پايان جنگ جهاني دوم و در همان زماني که
ساير کشورهاي صنعتي سعي در خارج نمودن اقتصاد خود از آشفتگيهاي پس از جنگ مينمودند،
سوئيس به ابزار توليد و نيروي کار دست نخورده اي مجهز بود که راه را براي توسعه
کشور هموار ساخت. از همان زمان مشخصه اقتصاد سوئيس به صورت افزايش مداوم اشتغال و
توليد تجلي ميکرد و بسياري از مؤسسات سوئيسي توانستند تا اولين ردههاي اقتصاد
جهاني ارتقاء يابند. سوئيس46 درصد از توليدات ملي خود را صادر ميکند ولي بالا
رفتن هزينه توليد، موجب گرديده که در بعضي زمينههاي صنعتي، سوئيس کيفيت توليد خود
را تا سطح غيرقابل رقابت افزايش ميدهد.
اين کشور ساليان دراز از نظر اقتصادي در
موقعيت ممتازي قرار داشت. سال 94 به علت رشد عظيم اقتصادي ساير کشورها از نظر قدرت
سرانه اقتصادي، سوئيس از رده چهارم به رده ششم جهاني سقوط کرد.به اظهار يک کارشناس
مسائل سوئيس، هر چند توليد ملي سوئيس نسبت به جمعيت در بسياري از کشورهاي پيشرفته
بالاتر است ولي قدرت خريد مردم با توجه به هزينههاي سنگين اجتماعي و مالياتهاي
گوناگون از کشورهاي همسايه يعني فرانسه و ايتاليا با توجه به استانداردهاي زندگي
در سوئيس پايين تر است و از سوي ديگر هزينه توليد در کشور 35 درصد از متوسط
کشورهاي پيشرفته بالاتر است. اما اين موضوع به دليل کيفيت بالاي کالاهاي توليد
لطمه اي به صادرات وارد نکرده است.از سال 1980 تا کنون هزينههاي رفاه اجتماعي در
بودجه سوئيسي بيش از 50 درصد افزايش پيدا کرده است.
مهمترين مسائل و معضلات فرهنگي و اجتماعي
در ميان کشورهاي اروپايي مشکل مواد مخدر در
سوئيس در بدترين وضعيت است. در ميان 7 ميليون نفر جمعيت اين کشور 30 هزار نفر
معتاد وجود دارد که بيشترين اين تعداد سوئيسي هستند. هروئين و کوکائين بيشترين
مواد مخدر مورد مصرف در سوئيس است. مشکل روزافزون مواد مخدر و گسترش پيامدهاي
نامطلوب ان مانند دزدي، فحشاء و فساد جنسي در شهرهاي بزرگ سوئيس بيش از هر چيز بخشهاي
اقتصادي اين کشور را نگران کرده است. اين نگرانيها موجب شد رهبران بخشهاي
اقتصادي سوئيس به سرعت، گروه پشت پرده اي در سطح بالا تشکيل داده و براي اولين بار
مشکل را مطالعه کنند.به گفته خانم دوبات دبير کل شوراي ملي فعاليت جوانان سوئيس
5/4 درصد بيکاري در حال حاضر از جمله مشکلات جوانان است و بعد از آن مشکل ايدز
مهمترين معضلات قشر جوان است. طبق نظر ايشان در سوئيس زندگي مشترک با تمام وظايف
خانوادگي اما بدون ازدواج رسمي رواج بيشتري مييابد. البته کليسا اين نوع ازدواج
را قبول ندارد ولي واقعيت اين است که کليسا در اين حد روي مردم نفوذ ندارد.
سوئيس برخلاف فرانسه اجازه صرف نوشابه الکلي
را در حين انجام کار نمي دهد. اما 10درصد کليه بيماران رواني بيمارستانهاي سوئيس
الکلي هستند و نسبت بيماران رواني در سوئيس در آمار جهاني بالاست. سوئيس يکي از
نقاط معدودي است که هنوز مردم آن نوعي نوشابه الکلي را که ابسينت نام دارد و موجب
آسيب فکري ميگردد توليد کرده و به مصرف ميرسانند.ميزان خودکشي در سوئيس که نصف
مردم آن کاتوليک هستند مقام هفتم را در جهان دارد. به طور کلي هر سال تعداد 1500
نفر خودکشي ميکنند و 15000 نفر قصد خودکشي دارند و اغلب افرادي که اقدام به خودکشي
ميکنند بين 20 تا 35 ساله هستند. بر اساس آمار اعلام شده از هر 4 سوئيسي زير 30
سال حداقل يک نفر دست به خودکشي ميزند. آمار خودکشي مردان 3 برابر آمار خودکشي
زنان است.
در مقايسه با کشورهاي اروپايي بيشترين فاصله
بين فقير و غني را در سوئيس ميتوان يافت. افراد بسيار ثروتمند 20 درصد و افراد
بسيار فقير نيز 20 درصد جمعيت را تشکيل ميدهند.
وضعيت زنان در جامعه
4/3 ميليون نفر يعني معادل 51% جمعيت کل
کشور را زنان تشکيل ميدهند. اگر چه زنان از سال 1976 از حقوق مساوي با مردان در
زمنيه انتخابات پارلماني برخوردار شدند، اما در مواردي موقعيت بسيار خوبي در مجامع
سياسي و ردههاي گوناگون نظام حکومتي نمي باشند. در مجلس شوراي ملي سوئيس از مجموع
200 نماينده، 35 نفر زن هستند.در مجلس شوراي ايالتي (سنا) از مجموع 46 نماينده فقط
4 زن وجود دا رد که اين رقم معادل 8/7 % نمايندگان مجلس شوراي ايالتي است.
در سوئيس زنان مانند مردان آموزش نظامي ديده
و به همراه مردان در واحدهاي نظامي خدمت خواهند کرد. البته براي زنان به گونه اي
برنامه ريزي شده که بتوانند بيشتر به خانواده و وظايف مادري بپردازند.
شوراي فدرال سوئيس در سال 1987 کنوانسيون
عدم تبعيض عليه زنان را امضاء کرده است. اگرچه در قانون اساسي سوئيس جزئيات اصل
تساوي حقوق زن و مرد مشخص شده، ليکن هنوز تساوي حقوق کاملاً به مرحله اجرا
درنيامده است. در همين راستا شوراي فدرال به منظور پياده کردن کامل اصل تساوي حقوق
زن و مرد در سال 1976 نظر مساعد خود را با تشکيل سازمان برابري حقوق زن و رمد و
رسيدگي به حقوق زنان اعلام نمود که جزئيات آن در قانون اساسي مشخص گرديده است.در
حال حاضر بيش از 30 سازمان غيردولتي زنان در سوئيس فعاليت دارند.
اکثريت زنان سوئيس احساس ميکنند که در
زمينه مشاغل و پستهاي اجتماعي و سياسي مورد تبعيض واقع ميشوند. تحقيقات مجله
بوند نشان ميدهد 92 درصد زنان دستمزد کمتري نسبت به مردان دريافت ميکند و 85
درصد نيز بر اين باورند که جنسيت آنان اثرات منفي بر شغل آنها دارد.
مطبوعات
به دلايل گوناگون به ويژه وجود چند زبان،
وضعيت جغرافيايي، منطقه گرايي شديد، عرضه مطبوعات نسبت به تعداد ساکنين و وسعت
کشور به نحو فوق العاده اي پرتعداد است. وجود تيراژ و تنوع بالاي روزنامههاي
سوئيس باعث شده است که از لحاظ آماري سوئيسيها به منزله «روزنامه خوان ترين»
اشخاص در دنيا محسوب شوند. از نظر تعداد عنوان بسيار بالاي روزنامهها بايد گفت،
در برابر هر 20 هزار سوئيسي يک عنوان روزنامه چاپ ميشود. چند زباني بودن و ساختار
فدراليستي کشور توجيه کننده عدم چاپ يک روزنامه در سطح ملي است.
اسامي چند روزنامه منتشر شده در کشور سوئيس
به شرح زير است:
1ـ روزنامه Blick: بيشتر اقشاگريها و مسائل پشت پرده از
طريق اين روزنامه انتشار مييابد.
2ـ روزنامه NZZ "Never
Zurcler Zeitung": اين روزنامه
را بايست مهمترين روزنامه سوئيس از جهت وزن سياسي دانست.
3ـ روزنامه TA "Tages
Anzeiger": در سالهاي
1983 و 1984 که اوج تهاجم وتجاوز اسرائيل عليه لبنان بود اين روزنامه شديدترين
انتقادها را عليه اسرائيل به عمل آورد و بدين لحاظ در مقطعي متهم به ضديهودي بودن
بود.
4ـ روزنامه Basher Zeitung 5ـ روزنامه BZ "Berner
Zeitung" 6ـ روزنامه St. Gallen
Tagblot 7ـ روزنامه Der Bund
8ـ روزنامه 24 Heures
9ـ روزنامه Tribune de
Geneve 10ـ روزنامه Le Matin 11ـ
روزنامه La Liberte
12ـ روزنامه Jwrnal de Geneve
13ـ روزنامه De
weltwocke: يکي از جرايد هفتگي
مهم در سوئيس به شمار ميرود.
در حال حاضر گرايش مردم سوئيس در خريد
نشريات تخصصي به اين ترتيب است:
مجلات بهداشتي، مجلات ورزشي، مجلات مربوط به
جوانان، مجلات زنان و مجلات تزئيني. روزنامههاي سوئيس غالباً در مالکيت انتشارات
خصوصي، احزاب سياسي، اتحاديههاي کارگري و ساير سازمانهاي سياسي، اقتصادي و
فرهنگي هستند. از اين امر دو نتيجه حاصل ميشود: اول اينکه هر روزنامه يا نشريه اي
مبلغ و ترويجدهنده افکار و عقايد و خطوط سياسي احزاب باني وحامي خود ميباشد و
دوم اينکه متناسب با هم طراز با تعداد مطبوعات در سوئيس، ما شاهد کثرت احزاب کوچک
و بزرگ نيز ميباشيم.
راديو و تلويزيون
مؤسسه پخش راديو و تلويزيون سوئيس وظيفه
دارد که به توليد و پخش برنامهها در چهار زبان ملي اقدام کند. اين مؤسسه به شيوه
خصوصي سازمان يافته و بنابراين يک نهاد دولتي نيست بلکه عمومي ميباشد و هزينه
راديو و تلويزيون به صورت حق اشتراک از سوي تمامي خانوارها تأمين ميشود. هدفش
ارائه يک خدمت عمومي است و هيچ گونه هدف انتفاعي ندارد. اعضاي هئيت مديره آن منتخب
مردم هستند. به موجب اختياراتي که توسط شوراي فدرال به اين مؤسسه واگذار شده است.
برنامهها بايد ضامن دفاع از ارزشهاي فرهنگي و معنوي کشور و بسط آنها بوده،
اطلاعات عيني، گسترده و سريع و در اختيار مردم گذاشته و به نيازهاي سرگرمي آنان پاسخ
گويد.
دانشگاهها
در سوئيس کلاً 7 دانشگاه و 2 دانشگاه فني
فدرال وجود دارد.
جان کالون (1536) دانشگاه ژنو را که در همه
اروپا معروف است و يکي از 4 دانشگاه بزرگ سوئيس است را تأسيس نمود. اهميت اين شهر
(ژنو) در زمان فرمانروائي کالون زياد شد و مرکز مطالعات روحاني گرديد و پروتستانهاي
رانده شده از همه جاي اروپا بدانجا روي آوردند.مدرسه علوم الهي در لوزان در سال
1537 تأسيس شد و بعدها در سال 1890 به دانشگاه تبديل شد. در شهرهاي فريبورگ،
نوشاتل و برن نيز يک دانشگاه قرار دارد که مراکز تدريس علوم به علاقه مندان در
سراسر سوئيس است.در کل حدود 99% مردم سوئيس باسواد هستند.
اديان و مذاهب
طبق آمارگيري موسسه تحقيقات آماري Link طي يک نظرخواهي در مورد امور مذهبي
نتايج زير حاصل گرديد.اگرچه 53% مردم سوئيس به زندگي بعد از مرگ، 39% به جن و انس،
38% به شيطان و 40% به روز قيامت اعتقاد دارند. اما 36% مردم سوئيس به زندگي بعد
از مرگ، 53% به جن و انس، 53% به شيطان و 50% به روز قيامت اعتقاد ندارند. به
علاوه 11% مردم هنوز نسبت به زندگي بعد از مرگ، 8% در مورد جن و انس، 6% به شيطان
و 10% نسبت به زندگي بعد از مرگ مردد هستند.
در مجموع 81% مردم سوئيس علاقمند به غسل
تعميد، 77% خواستار انجام مراسم ازدواج در کليسا و 12% متمايل به برگزاري مراسم
دفن و تدفين توسط مقامات روحاني کليسا هستند. البته هنوز 13% نسبت به غسل تعميد،
19% با انجام مراسم ازدواج در کليسا و 14% به برگزاري مراسم تدفين توسط کشيشها
نظر موافق ندارند. 3% مردم نسبت به انجام غسل تعميد، 4% به لحاظ انجام مراسم
ازدواج در کليسا، 4% به برگزاري مراسم دفن و تدفين توسط کشيشها مخالف هستند.
در سوئيس1/1 ميليون نفر مسيحي کاتوليک زندگي
ميکنند و شهر بازل مهمترين حوزه اسقفي کليساي کاتوليک ميباشد. به دليل نظام
کنفدراسيون و استقلال کانتونها سوئيس سر اسقف ندارند.
نسل جوان امروزه دوباره به کليسا روي آورده
و کليسا به خواستههاي آنها توجه پيدا کرده است کليسا خدمات اجتماعي خوبي را ارائه
و برنامههاي سازنده اي براي نسل جوان تدارک ميبيند. مسئولين کليساها در
بيمارستانها، مراکز معلولين، کودکستانها، خانههاي سالمندان نقش عمده اي دارند.
آنها از طرف ديگر ميکوشند تا هماهنگ با پيشرفتهاي علمي و نياز جامعه به سئوالات
و خواستههاي مذهبي نسل جوان پاسخ دهند. طبق تحقيقات موسسه Link در رابطه با مسيحست در سوئيس، اين
نتيجه به دست آمده است که سوئيسها مردمي مذهبي و پايبند به اصول ديني هستند، 81
درصد مردم به خدا اعتقاد دارند.کليساي مونترو که در شهر برن قرار دارد، بر سر در
آن نوشته در سال 1421 پس از ميلاد مسيح در يازدهم ماه مارس، اولين سنگ بناي اين
کليسا نهاده شد. برج بسيار بلند اين کليسا در همه سوئيس بي نظير است. اين کليسا از
جهت پنجرههاي شيشه اي رنگارنگ و کنده کاريهاي روي چوبش معروف است.کليساي
«بنديکتن» که در مرکز ايالت شافهرزن در اوايل قرن 11 ميلادي بنا گرديده و زنگ
معروف «شيللر» که در اواخر قرن 15 ساخته شده است در آن قرار دارد.کليسايي در دهکده
مورکوته که در قرن 13 بنا شده است با داشتن 360 پله واقع در کوهستان است.
اسلام در سوئيس
اسلام دومين دين در سوئيس به حساب ميآيد که
بر حسب آمار سال 2000 تعداد مسلمانان در اين کشور بين 200 تا 250 هزار نفر يعني
معادل 8/2 تا 5/3 درصد جمعيت سوئيس را تشکيل ميدهند که 42 درصد آنان اصالتاً ترک
و 30 درصد يوگسلاوي و 5/3 درصد لبناني و 4 درصد مغربي و الجزايري و تونسي هستند. و
بقيه اصالتاً سوئيسي ميباشند.اين مسلمانان در تمامي شهرهاي سوئيس پراکنده اند. 73
درصد در شهرهاي بزرگ و بيشترين تعداد در شهر زوريخ زندگي ميکنند.مراکز مراسم
مذهبي مسلمانان به حدود 90 مرکز ميرسد. اين مراکز عبادي اکثراً به صورت آپارتمانهاي
ساده اي است که تبديل به محل عبادت وتجمع شده اند. اما در سوئيس فقط 3 مسجد به
معني واقعي کلمه از نظر سبک معماري وجود دارد. که دو مسجد در ژنو و يک مسجد در
زوريخ است. اولين مسجد در سال 1963 در زوريخ ساخته شد. دومين و مشهورترين مسجد
سوئيس در ژنو واقع شده است. اين مسجد در سال 1978 به وسيله ملک خالد پادشاه
عربستان افتتاح گرديد. ساختن و افتتاح اين مسجد توسط پادشاه عربستان موجب تعبير
وتفسيرهاي فراواني توسط تعداد زيادي از مسلمانان شد که به اين ترتيب وابستگي
سياسي اين مسجد را که به «مسجد اعيانها» شهرت يافته مورد انتقاد قرار ميدهند.
مسجد ژنو
همانگونه که قبلا گفته شد در ژنو مراکز
اسلامي متعددي که آثار رسمي آن بر 90 مرکز بالغ ميگردد نيز شمارش شدهاند که يکي
از آنها مرکز اسلامي «سعيد رمضان» است که به سال 1961 تأسيس گرديده است. او يکي از
اعضاي اخوان المسلمين در مصر است که مرکز او به منزله يک سازمان واقعي
محسوب ميشود.گفته ميشود که اين مرکز شعاع عمل وسيعي دارد زيرا خطبائي تربيت مينمايد
که در کشورهاي اروپاي غربي فعاليت دارند.مشکل اصلي جامعه مسلمانان سوئيس همچون
ديگر مسلمانان مقيم اروپا مشکل مدارس متوسطه و آموزش فرزندان آنان است که در کمتر
کشور از کشورهاي اروپايي راه حلي براي آن پيش بيني گرديده است.مشکل دوم انشعاب و
تفرق جماعت اندک مسلمانان در کشورهاي غيراسلامي است. دکتر اسماعيل استاد مردم
شناسي دانشگاه در زوريخ کوشيده است تا وحدتي بين گروههاي مسلمان در شهرهاي مختلف
سوئيس ايجاد کند و در قالب گفتگوهاي سازنده اي که با کليساهاي رسمي در سوئيس انجام
داده زمينهها بيشتري براي انتقال نظرات مسلمانان و خواستههاي آنان به مسئولين
کشور سوئيس فراهم ساخته است.
بر اساس اظهارات آقاي «مارتين گراف» مسئول
امور آموزشي لوزان احتمالاً در سالهاي آينده در لوزان مدرسه اسلامي داير وبه شکل
خصوصي اداره خواهد شد. در اين مدرسه کوشش به عمل خواهد آمد تا تفکرات اسلامي به
علاقمندان شناسانده شود. وي گفت فرزندان مسلمانان مقيم سوئيس بايد اين امکان را
داشته باشند تا بر اساس عقايد خود زندگي کنند. اسلام را نبايد مترادف افراط گرايي قرار
داد. فعاليت اين مدارس به شکل خصوصي و در چارچوب مقررات سوئيس است. عربستان و
سوريه هزينه اين مدارس را برعهده خواهند داشت.
هم اکنون تعداد محدودي کلاس ـ غالباً در
دانشکدههاي الهيات ـ در مورد اسلام هم وجود دارد. دانشگاه «بِرن» چندين سال است
که داراي يک کرسي اسلام شناسي است. کرسي مطالعات اسلامي «برن» با کرسي مطالعات
يهوديت قابل مقايسه نيست. زيرا کرسي مطالعات اسلامي برن در واقع بخشي از دانشکده
ادبيات به شمار ميرود و در چارچوب گفتگوي بين مذاهب قرار ندارد. ولي کرسي مطالعات
يهوديت بخشي از دانشکده الهيات لوزان است. از سوي ديگر اموزش در کلاسهاي درسي
مطالعات اسلامي بر عهده استادان غير مسلمانان است. در دانشگاههاي سوئيس اسلام به
عنوان يکي از علوم اجتماعي تدريس ميگردد.لازم به ذکر است که شوراي دانشکده الهيات
لوزان ايجاد کرسي يهوديت را در دانشکده دروني Dorigny مورد تصويب قرار داده است. فکر ايجاد
اين کرسي پس از مدتها به تحقق پيوست. هدف آموزش در اين راستا ارائه چند ساعت درسي
نبوده بلکه مطالعه دقيق دين يهود به طور تمام وقت و به معناي اخص آن است. مسائل
سياسي مانند پيدا شدن کشور اسرائيل و روابط اسرائيل و فلسطين نيز در کلاسهاي ان
مورد بحث قرار ميگيرد.
نهادهاي مسلمان در سوئيس
عليرغم آزادي اديان در سوئيس و سرمايه گذاري
سران برخي از کشورهاي اسلامي در اين کشور براي ساخت مسجد، نهادهاي اسلامي در اين
کشور چندان رونقي ندارند و شمارگان آنها کمتر از انگشتان دست است.يکي از اين نهادها،
انجمن ارتباط فرهنگي زنان مسلمان در سوئيس است. زنان مسلمان در سوئيس افرادي فعال
در اين جامعه محدود بشمار ميروند. اين نهاد به نيازهاي فرهنگي، مذهبي و آموزشي
زنان سوئيس پاسخ ميدهد. هدف اصلي اين نهاد يک تغيير فرهنگي و پيدايش رابطه
دوستانه بين مسلمانان و غيرمسلمانان است.
فعاليتهاي اصلي اين نهاد
ـ برپايي جلساتي که زنان مسلمان و مسيحي به
بحث بپردازند.
ـ برپايي اردوهاي تابستاني براي دختران جوان
ـ سمينارهاي آموزشي در ماه رمضان، کنفرانسهاي
ورزشي و برگزاري جشنها و عروسيها
ـ برپايي نمايشگاههاي کتاب، پوستر و هنري
يکي ديگر از اين نهادها، مرکز اسلامي لوزان
است. حدود 20 سال است که اين مرکز، به مرکز اصلي براي زنان و مردان مسلمان در
سراسر جهان تبديل شده است. اين مرکز به برگزاري مراسم عروسي و تدفين مردگان و
برگزاري نمازها و آموزش اقدام مينمايد.
اتحاديه مسلمانان در سوئيس در سال 1994 به
منظور هماهنگ کردن امور مسلمانان با هدف تشويق مسلمانان در به دست گرفتن پستهاي
کشور و مسئول بودن در اجتماع سوئيس تأسيس شد.
اتحاديه بر اين باور است که در صورتي ميتواند
دين اسلام را به عنوان دومين مذهب رسمي کشور به سود مسلمانان در جامعه سوئيسي مطرح
کند که مسلمانان بپذيرند که يک شهروند سوئيسي هستند و خود را ملزم به رعايت مقررات
مربوطه بدانند.
اميد است مسلمانان در اين کشور بتوانند با
استفاده از راهکارهاي قانوني و حفظ وحدت و اتفاق کلمه به جايگاه رفيع فکري، فرهنگي
و حقوقي خود دست پيدا کنند.
وضعيت امروز مسلمانان در کشور سوئیس
رهبران برجسته جامعه
مسلمان در واکنش به نظر سنجی که نشان می داد مسلمانان با موفقیت در جامعه سوئیس
ادغام شده اند ابراز خرسندی کرده و ادعای برخی احزاب را مبنی بر دشواری های پیش
روی مسلمانان در ادغام با جوامع اروپایی تکذیب کردند. این نظر سنجی که اوایل
این هفته در یک هفته نامه چاپ شهر لوزان منتشر شده بود نشان می دهد 84 درصد
مسلمانان احساس می کنند در جامعه پذیرفته شده اند. دو سوم جامعه آماری نظر
سنجی که در کل 607 مسلمان بود، میان قوانین سوئیس و قوانین شرع تفاوت چندانی
نمی بینند.این نظر سنجی بر ادغام موقفیت آمیز مسلمانان با جامعه سوئیس تاکید کرده
اند. 79 درصد آنها اشاره کرده اند که آنها احساس نمی کنند که به خاطر مسلمان بودنشان
مورد تهدید واقع شوند. 21 درصد دیگرگفته اند آنها به خاطر دین خود مورد خشم غیر
مسلمانان قرار گرفته اند.این نظر سنجی که توسط موسسه MIS در فاصله زمانی 8 تا 11 آذر سال جاری انجام شده است
نشان می دهد در جامعه سوئیس یک تصور نارست مشترکی درباره مسلمانان وجود دارد. غیر
مسلمانانی که در سوئیس زندگی می کنند اعتقاد داشتند که مسلمانان سوئیس در ادغام با
جامعه سوئیس با شکست مواجه می شود.
"سلیمان عبدالقادر" رئیس
انجمن مسلمانان سوئیس، در مصاحبه تلفنی با سایت اسلام آن لایت اظهار داشت:
نتایج نشان می دهد که اشاعه هراسی که توسط رسانه های سوئیس صورت گرفته ساختگی
بوده است و اکنون مشخص شده که عملکرد رسانه ها در راستای اشاعه اسلام هراسی و
احساس طرد شدن مسلمانان صورت گرفته است.