بامبو و سخس ( داستان کوتاه ) تاریخ : دوشنبه، 3 دي ماه ، 1386
موضوع : شعر و داستان


بامبو و سخس  ( داستان کوتاه )

 روزی تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم.

شغلم را دوستانم را ، مذهبم را زندگی ام را !

به جنگلی رفتم تا برای آخرين بار با خدا صحبت كنم.

به خدا گفتم : آيا ميتوانی دليلی برای ادامه زندگی برايم بياوری؟

و جواب او مرا شگفت زده كرد.

او گفت :آيا سرخس و بامبو را ميبينی؟

پاسخ دادم :بلی .

فرمود : هنگامی كه درخت بامبو و سرخس را آفريدم ، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم .



بامبو و سخس  ( داستان کوتاه )

 

روزی تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم.

 

شغلم را دوستانم را ، مذهبم را زندگی ام را !

 

به جنگلی رفتم تا برای آخرين بار با خدا صحبت كنم.

 

به خدا گفتم : آيا ميتوانی دليلی برای ادامه زندگی برايم بياوری؟

 

و جواب او مرا شگفت زده كرد.

 

او گفت :آيا سرخس و بامبو را ميبينی؟

 

پاسخ دادم :بلی .

 

فرمود : هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم ،

 

به خوبی ازآنها مراقبت نمودم .

 

به آنها نور و غذای كافی دادم.

 

دير زمانی نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا گرفت

 

اما از بامبو خبری نبود.

 

من از او قطع اميد نكردم.

 

در دومين سال سرخسها بيشتر رشد كردند

 

و زيبايی خيره كنندهای به زمين بخشيدند

 

اما همچنان از بامبوها خبری نبود.

 

من بامبوها را رها نكردم .

 

در سالهای سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند.

 

اما من باز از آنها قطع اميد نكردم .

 

در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمايان شد.

 

در مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود

 

اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت رسيد.

 

5 سال طول كشيده بود تا ريشه های بامبو به اندازه كافی قوی شوند.

 

ريشه هايی كه بامبو را قوی می ساختند

 

و آنچه را برای زندگی به آن نياز داشت را فراهم می كردند.

 

خداوند در ادامه فرمود:

 

آيا ميدانی در تمامی اين سالها كه تو درگير مبارزه با سختی ها و مشكلات بودی

 

در حقيقت ريشه هايت را مستحكم می ساختی .

 

من در تمامی اين مدت تو را رها نكردم همان گونه كه بامبو ها را رها نكردم.

 

هرگز خودت را با ديگران مقايسه نكن و بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند

 

اما هر دو به زيبايی جنگل كمك می كنند.

 

زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد می كنی و قد می كشی!

 

از او پرسيدم : من چقدر قد ميكشم.

 

در پاسخ از من پرسيد : بامبو چقدر رشد ميكند؟

 

جواب دادم : هر چقدر كه بتواند.

 

گفت : تو نيز بايد رشد كنی و قد بكشی ، هر اندازه كه بتوانی.

 

به ياد داشته باش كه من هرگز تو را رها نخواهم كرد.

منبع : ایران بیست






منبع این مقاله : نوگرا
http://eslahe.com

آدرس این مطلب :
http://eslahe.com/modules.php?name=News&file=article&sid=806