«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْهُدَى وَالتُّقَى وَالْعَفَافَ وَالْغِنَى َ»
خدايا همانا من از تو ميخواهم هدايت و پرهيزگاري و پاكدامني و بي نيازي را .
برنارد لوئيس: اروپا تا پايان همين قرن مسلمان شده و بخشي از غرب عربي يا مغرب خواهد شد ترجمه: نيلوفر قديري
دو سال پيش برنارد لوئيس هشدار داد كه اروپا تا پايان همين قرن مسلمان شده و بخشي از غرب عربي يا مغرب خواهد شد. اين روزها همين هشدار به غرب در كتاب هايي چون «وقتي اروپا خواب بود» و «تهديدهاي درون اروپا» مطرح مي شود. استدلالي كه در پس اين هشدارها وجوددارد، اين است كه اروپاي انعطاف ناپذير نمي تواند شغلي براي مهاجران فراهمكند و نمي تواند با تندروهاي متعصب روبه رو شود. اروپاي سكولار نمي تواندبا مذهب روبه رو شود. در بعضي شهرهاي اروپا، مردم بيش از آنكه به كليسابروند به مسجد مي روند.در جريان جنگ سرد، آمريكا دوستان اروپايي اش را بهخاطر دست كم گرفتن تهديد شوروي سرزنش مي كرد و مي گفت كه چرا اروپايي هابه اندازه كافي براي دفاع از خود در برابر اين تهديد، هزينه نمي كنند. اينروزها آمريكا درباره مسلمان شدن اروپا به اين قاره هشدار مي دهد.
اروپاي مسلمان!
برنارد لوئيس: اروپا تا پايان همين قرن مسلمان شده و بخشي از غرب عربي يا مغرب خواهد شد ترجمه: نيلوفر قديري
--------------------------------
دو سال پيش برنارد لوئيس هشدار داد كه اروپا تا پايان همين قرن مسلمان شده و بخشي از غرب عربي يا مغرب خواهد شد. اين روزها همين هشدار به غرب در كتاب هايي چون «وقتي اروپا خواب بود» و «تهديدهاي درون اروپا» مطرح مي شود. استدلالي كه در پس اين هشدارها وجوددارد، اين است كه اروپاي انعطاف ناپذير نمي تواند شغلي براي مهاجران فراهمكند و نمي تواند با تندروهاي متعصب روبه رو شود. اروپاي سكولار نمي تواندبا مذهب روبه رو شود. در بعضي شهرهاي اروپا، مردم بيش از آنكه به كليسابروند به مسجد مي روند.در جريان جنگ سرد، آمريكا دوستان اروپايي اش را بهخاطر دست كم گرفتن تهديد شوروي سرزنش مي كرد و مي گفت كه چرا اروپايي هابه اندازه كافي براي دفاع از خود در برابر اين تهديد، هزينه نمي كنند. اينروزها آمريكا درباره مسلمان شدن اروپا به اين قاره هشدار مي دهد. دو اتفاق، زنگ خطر را در اين مورد براي اروپا و آمريكا به صدا درآورد. اولين آن، اواخر سال گذشته روي داد؛ وقتي مسلمانان در چند منطقه حومه ومهاجرنشين فرانسه به اعتراض هايي دست زدند كه خشونت هاي غيرقابل كنترلي رادامن زد. اين نشانه اي جدي بود از ناكامي اروپا در فراهم كردن شرايط مطلوباقتصادي براي تازه واردهاي اين قاره. اتفاق دوم، اندكي بعد روي داد و چاپكاريكاتورهاي اهانت آميز به حضرت محمد(ص) در دانمارك، موج اعتراض هايشديدي را در سراسر جهان موجب شد. بعضي آمريكايي ها اين اتفاق را ناتوانييك قاره سكولار در درك عمق اعتقادات مردم ديگر خواندند و آن را نشانه ايخطرناك از مسلمان شدن اروپا دانستند. در نقاطي از اروپا مسلمانان به چپ هاي مخالف حكومت نزديك شده اند وحامياني در ميان آنها يافته اند. جنبش توقف جنگ در انگليس كه تجمعاتاعتراضي زيادي عليه جنگ عراق سازمان دهي مي كرد طرفداراني، هم از اعضاياخوان المسلمين و هم سوسياليست هاي سكولار دارد. طارق رمضان از رهبرانمسلمان مقيم سوئيس كه در دانشگاه آكسفورد درس خوانده، به دليل رويكردتلفيقي اش در وفاداري به اسلام و مخالفت با كاپيتاليسم جهاني، طرفدارانزيادي در اروپا دارد. وضعيت مسلمانان در هر يك از كشورهاي اروپايي دچار تناقض آشكار است. حكومتسكولار فرانسه براي مساجد اين كشور به عنوان نمايندگان اسلام در فرانسه،موقعيت و جايگاه ويژه اي قائل است، اما مسلمانان فرانسه بيشتر ترجيحمي دهند در مراسم مذهبي فردي شركت كنند.در آلمان اكثريت قابل توجهمسلمانان اين كشور اصليت ترك دارند. ترك هاي آلمان مي گويند كه از كشورميزبان رضايت دارند اما تمايلات مذهبي آنها روزبه روز بيشتر مي شود. نظرسنجي ها نشان مي دهد ۸۳درصد از ترك هاي آلمان «خيلي» يا «به شدت» مذهبيهستند و شمار كساني كه معتقدند زنان بايد حجاب داشته باشند روبه افزايشگذاشته است. مقامات مسئول در انگليس مي گويند همه تلاش خود را به كارمي گيرند تا ۲ميليون مسلمان اين كشور در شرايط بهتري زندگي كنند، اماشاخص هاي اقتصادي نشان مي دهد كه مسلمانان در پايين ترين طبقه اقتصادي واجتماعي انگليس هستند. در ميان همه اين تناقضات و سردرگمي ها، روند و رويكرد روشني در ميانمسلمانان اروپا به چشم مي خورد و آن، اين است كه اسلام رفته رفته به عنواننماد هويت، اهميت بيشتري پيدا مي كند. نزديك به يك سوم دانش آموزانفرانسوي مسلمان، مذهب خود را به جاي پاسپورت يا رنگ پوستشان به عنوان وجهتمايز خود مي شناسند. مسلمانان جوان انگليسي ،اسلام را خانه حقيقي خودمي دانند نه انگليس يا شهري كه در آن زندگي مي كنند. دست كم در كوتاه مدت و طي سال هاي آينده، شانس اينكه اروپايي ها وآمريكايي ها زبان مشتركي درباره وضعيت مسلمانان و خود اسلام بيابند، بسياركم است. بسياري از اروپايي ها سياست خارجي آمريكا را به ويژه در عراق،باعث تندشدن همشهريان مسلمان خود مي دانند و مي گويند اگر مسلمانان اروپاضدغربي شده اند، دليل آن اقدامات نادرست دولت بوش است.اما آمريكايي هاعملكرد نادرست رهبران اروپا در فراهم كردن شرايط اقتصادي و اجتماعي مطلوببراي مهمانان مسلمان شان را دليل ضدغربي شدن مسلمانان اروپا مي دانند. آمريكايي ها با اشاره به جمعيت مسلمان كشور خودشان كه بين ۳ تا ۷ميليوننفر تخمين زده مي شود، ادعا مي كنند كه اين مسلمانان هيچ مشكلي باسياست هاي آمريكا ندارند. واشنگتن، ملي گرايي اروپايي را دليل ضديت مسلمانان اروپا با غرب مي داند ومعتقد است آمريكاي مذهبي ميزبان بهتري براي مسلمانان است.اما نظرسنجي هاياخير در آمريكا اين ادعا را رد مي كند؛ شمار آمريكايي هايي كه نسبت بهاسلام ديدگاه منفي دارند افزايش يافته و سازمان هاي مسلمان در آمريكا هرروز گزارش هاي بيشتري درباره تبعيض عليه مسلمانان منتشر مي كنند. آمريكايي ها همچنين توجه جدي به اصل آزادي بيان و ديگر آزادي هاي فردي رادليل شرايط متفاوت مسلمانان در اين كشور با كشورهاي اروپايي مي دانند. امادر آمريكا بعضي موضوعات، خط قرمزي جدي دارد كه تخطي از آن نابخشودني است. در انگليس اعضاي جنبش حزب التحرير كه از جنبش هاي غيرنظامي اسلامگراستبارها در تلويزيون در رد اصول ليبرال دموكراسي و عدالت سكولار سخنگفته اند. چنين اتفاقي در آمريكا هيچگاه روي نخواهد داد. همچنين در آمريكاهيچ كس نمي تواند درباره برتري قوانين شريعت اسلامي بر قوانين ملي استدلالكند. مسلمانان اروپا بيش از آن كه به دنبال ايدئولوژي باشند در فكر سياستهستند و در اين عرصه فعاليت مي كنند. در بلژيك مسلمانان يك چهارم كرسي هايدولت محلي بروكسل را در اختيار دارند. در شهرداري هاي انگليس و هلند حتيبعضي چهره هاي تندروي مسلمان مشغول به كار هستند. شعار بعضي مسلماناني كهاخيراً در انتخابات محلي در شرق انگليس با بعضي اقليت هاي ديگر هم پيمانشده بودند اين بود كه، براي دفاع از حق برابري مسلمانان بايد حتي با ديگراقليت ها در مبارزه با تبعيض نژادي متحد شد. اما در سال هاي اخير محور وفاق بعضي از اين گروه هاي مسلمان در اروپا،مخالفت با آمريكا و سياست هاي اين كشور بوده است. در اروپا دو رويكرد درقبال مسلمانان از سوي سياستمداران اين قاره وجود دارد. يكي رويكردسختگيرانه فرانسوي است كه دانش آموزان و دانشجويان مسلمان را از داشتنحجاب در مدارس و دانشگاه هاي دولتي منع مي كند و ديگري رويكردي همراه بامدارا و با گرايش چند فرهنگي در انگليس و هلند. بحث در باره ورود تركيه باجمعيت ۷۰ ميليوني مسلمان آن به اتحاديه اروپا از محورهاي اصلي اين جرياناست كه مي تواند مستقيماً به ايجاد «اروپاي عربي» منجر شود. همان طور كه گفته شد آمار دقيقي از تعداد مسلمانان اروپا وجود ندارد اماشمار آنها به بالاي ۲۰ ميليون نفر نمي رسد. اين رقم ۴ درصد ساكنان اروپارا شامل مي شود. با ورود تركيه به اتحاديه اروپا اين رقم به ۱۷ درصدافزايش مي يابد. اين همان موضوعي است كه اروپايي ها به شدت با آن مخالفنداما واشنگتن از آن حمايت مي كند. مسلمانان اروپا يك دست نيستند. مسلمانان انگليس از جنوب آسيا آمده اند ومسلمانان فرانسه مهاجراني از شمال آفريقا هستند. مسلمانان آلمان را همبيشتر ترك ها تشكيل مي دهند. اما شرايط اجتماعي و اقتصادي و به ويژهاشتغال، پاشنه آشيل اروپا در برابر مسلمانان است. در آمريكا يافتن شغلبراي يك تازه وارد آسان است، اما برخورداري از خدمات رفاهي كار دشوارياست. در اروپا اين وضعيت برعكس است. بنابر اين رهبران اروپا به جايپرداختن به موضوع حجاب و منع آن براي مقابله با مسلمانان بايد شرايطاقتصادي و اشتغال آنها را سامان دهند.مسلمانان در اروپا رفته رفته عرصهسياست را در اين قاره تغيير مي دهند و رابطه اروپا را با دنياي خارج متحولمي كنند. ممكن است در اين روند، خود مسلمانان هم تغيير كنند، اما بدون شكتغييري كه ايجاد مي كنند عميق تر است.
---------------
منبع : همشري
ارسال شده در مورخه : جمعه، 6 مرداد ماه ، 1385 توسط modir